تبليغاتX
عه قڵ وه حی ئه وین
عه قڵ وه حی ئه وین
عه قڵ وه حی ئه وین
درباره ی مصطفی مستور

چيزهايي كه این جا نوشته ام به خواست دوست عزیزی – کیارنگ علایی – نوشته شدند و اینک محض خاطر دوستان عزیز دیگری – عادل اعطا و احسان اسیوند - براي نخستین بارمنتشر می شوند. این یادداشت کوتاه محصول بازديد خيال من است از كوچه هايي پرت و دور در روح ام كه هميشه از وجودشان با خبر بوده ام اما هرگز نخواسته بودم از آن ها عبور كنم. اين بار اما مي كوشم براي اولين بار ـ و اميدوارم آخرين بار ‌ـ  از آن کوچه ها گذر كنم. به شتاب اما. كه فرمود: پشت سر باد نمي آيد، پشت سر خستگي تاريخ است.   

 

من در صفر متولد شدم. در محيطي كه به لحاظ فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي با معيارهاي امروز و حتي همان روز حداكثر نمره اي كه مي شود به آن داد صفر است. محيطي پايين شهر و به شدت فقير‌نشين با خانه هايي كوچك و پرجمعيت و پراز بيماري و نكبت و لگدمال شكوه شاهنشاهي طليعه ‏ي دهه‌ي پنجاه خورشيدي. خيلي زود از آن محيط مهاجرت كرديم، يعني در واقع گريختيم اما از اثرات آن ـ خوب يا بد ـ  هرگز نتوانسته‌ام بگريزم. هنوز تصوير دزدها و قاچاق چي ها و فاحشه ها و آدم‌كش‌ها از پس ذهن ام پاك نشده اند. با اين همه، از وقتي كه بر قواي فكري ام مسلط شدم و توانستم خيال را آگاهانه به كار گيرم ـ ده سالگي شايد ـ هرگز از كتاب و خواندن دور نبوده ام. با داستان هايي كه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در اوايل دهه‌ي پنجاه در مي آورد شروع شد. كتاب ها را از كتابخانه‌ي كانون كه تا خانه ي ما راه درازي بود و هميشه هم مجبور بودم با پاي پياده بروم، مي گرفتم. خيلي زود فهميدم كه با بچه هاي كوچه، بچه هاي سينما و فوتبال و تيله بازي و دوچرخه سواري و بستني فروشي و حتي درس خوان و مؤدب ـ كه

 

منبع:http://www.mostafamastoor.com/aboutme.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 9:24 |

ایزاک باشویس سینگر و ادبیات دینی

 

 یکصد و شصت و نهمین نشست کتاب ماه ادبیات فلسفه/ یازدهم مردادماه 1384

 

وقتي كتابي را مي­خوانم در دو حالت مدام به صفحات خوانده نشده اش نگاه مي­كنم: وقتي كتاب سخت خوان باشد و منتظرم هرچه زودتر تمام شود  و وقتي كتاب جذاب و خواندني باشد و دلم نخواهد به اين زودي ها تمام شود. يك مهماني و يك رقص از نوع دوم بود. به دليل اينكه داستان­هاش فوق­العاده بودند. داستان هاي سينگر در اين مجموعه هم تجربه هاي خوبي را  به خواننده منتقل مي­كرد و هم به لحاظ لذت بردن از متن - در عين قوت­هاي تكنيكي – جالب توجه بود كه اميدوارم اين اثر باعث شود مترجمان ديگر و يا خود خانم دقيقي همت كنند و بقيه آثار اين نويسنده ي برجسته را كه كم هم نيستند به فارسي ترجمه كنند.

منبع:http://www.mostafamastoor.com/litratur5.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 8:51 |

سکولاريسم قرار نبود به دين بدل شود

گزارش سخنرانی  دکتر عبدالکریم سروش در پاريس

 

دکتر سروش که به دعوت جمعی از دانشجویان و علاقه مندان روشنفکری دینی به پاریس مسافرت نموده بود روز پنج شنبه دوم اوت ٢٠٠٧ در محل سالن اجتماعات خانه دانشجویان بلژیک در کوی دانشگاه پاریس به ایراد سخن پرداخت.

سخنران ابتدا به تبین مفهوم سکولاریزم پرداخت و گفت : ما در زبان فارسی واژه دقیق و روشنی برای بیان سکولاریزم نداریم و نه تنها در فارسی نداریم بلکه در هیچ یک از زبانهای غیرلاتینی هم نداریم . عربها هم نتوانستند معادل دقیقی برای آن پیدا کنند و اغلب ترجیح دادند به همین صورت کنونی فرنگی آن بکار ببرند. البته در زبان فارسی واژه هایی مثل "گیتیانگی" و یا " دنیاویّت" پیشنهاد شده است (یعنی توجه به گیتی و دنیا کردن). در زبان عربی هم واژه علمانیت بکار رفته است که در ریشه آن که از علم است یا از عالم اختلاف است.

در زبانهای لاتین سکولاریزم از ریشه سکولوم می آید ، یعنی اینجا و اکنون یعنی این جهان و نه جهان دیگر پس از مرگ ، این دنیای حالی و نه دنیای برتر پس در واقع سکولاریزم اثبات یک جهان و نفی دو جهان دیگر است. معنایش این است که توجه ما به این جهان زمینی و طبیعی که اکنون در آن زندگی می کنیم معطوف است ، در پی کامیابی و شناخت این جهان هستیم نه به جهان بعد از مرگ کاری داریم و نه به جهان برتر (ماوراء طبیعت ) از این جهان کاری داریم . مجموعاً سکولاریزم ، هم نفی زهد است هم اثبات تصرف و تنعم دنیوی بهمه معانی آن ، هم بی اعتنایی به آخرت و ماوراء طبیعت.

منبع:http://www.newsecularism.com/Articles/FarsiArticles-Sorush080807.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 14:46 |

جهان اسلام و تجربه ی تجدد غربي

 

اشاره مترجم :

عصر شرق‌شناسي به پايان رسيده است و اينك مطالعات غربي به مثابه واكنشي در برابر نگاه استعمارزده غربيان، گسترش يافته است. اگر غربيان، شرق را موضوع منقاد مطالعات خود مي‌كردند، امروز واكنش‌هاي گوناگون شرقيان، نشانه‌اي از انتقامجويي است! حسن حنفی، روشنفكر معاصر عرب اما به راهي ديگر مي‌انديشد،طريق گفت‌وگويي كه با كنارگذاشتن جهت‌گيري‌هاي سياسي دو سوي مناظره را به تبادل و هم‌فكري سوق دهد. او همچنين از نقش مهم دين در اجتماع سخن مي‌گويد و معتقد است كه اين سياستمداران هستند كه نگاه بنيادگرايانه دارند.

منبع:http://www.newsecularism.com/Articles/FarsiArticles-Hanafi-Bozetti.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 14:34 |

مبارزه سروش علیه سکولاریسم

 

روز جمعه سوم اوت فرصتی بدست آمد تا گفتگوی کوتاهی با دکتر عبدالکریم سروش در کافه باستیل در پاریس داشته باشیم. حرف های دوستان با دکتر گوناگون بود. چند نکته که از میان حرف ها در اینجا می آورم از جمله موارد اختلافی بود که بین دیدگاه من ودیدگاه سروش وجود داشت. برخی از اختلاف هائی را که در این دیدار بیان کردم، در اینجا مورد تاکیدقرارداده و توضیح بیشتری می آورم.
دکتر سروش میگفت بر آمدن اندیشه و انگیزه دینی جزو فاکت تاریخ معاصر است و شکل روشن و قوی آن انقلاب اسلامیست. بطلان تز سکولاریسم به این معنا که جهان بطرف ضعف دین و جدائی از سیاست می رود آشکار شده است، در شرایط برآمد دین شعارسکولاریسم نا همزمان و نا مناسب است. سه ماه پیش در اطریش بودم و آقای هلمت اشمیت در سخنرانی خود گفت جهان با حکومتهای دینی باید کنار بیاید، این یک اصل است وواقعیت استوار است، بنده هم میخواهم همین را بگویم. جنبش پیرایش دینی باید اتفاق بیافتد.درشرایطی که دین به صحنه بر میگردد و دلها را میرباید، سنت و دین را باید شناخت و باید کنار آمدو بهترین مواجه را باآن باید داشت. اینکه گفته شود پیغمبرواسلام خشن وباطل است، خدمت به ایران نیست و بیراهه است. با دیانت مردم سر ستیزه نمی توان داشت، طرد آن زیان آور است. اسلام هروقت ضعیف بوده اعمال خشونت بوده، در تمدن اسلامی جنگهای فرقه ای خشن نبوده است. مجازات کافر دردوران خلفای عباسی اعمال خشونت نبود.(١ )

منبع:http://www.newsecularism.com/Articles-122107/121007-Jalaal-ijaadi-sorush.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 14:13 |

تفکردینی وفهم آن درقلمرواندیشه های عرفانی

نویسنده: مهرالدین مشید

تفکردینی بامایه های غنی وبالنده اش اندیشۀ بزرگ وفراایده ئولوژیک است که هیچگاهی درحصارهای تنگ گروهی وتشکیلاتی نمیگنجد. زیراکه هدف اساسی دین رهایی انسان ازچنگال جبرمادی ومعنوی است، این جبرخواه به شکل جبرطبیعی ویاجبرانسانی واجتماعی باشد. یعنی هدف اصلی دین تنهارستگاری انسان روی زمین است وازاینرودعوت آن عام میباشد. قرآنکریم دراکثرمواردبه وسیلۀ کلمۀ "ناس" همه مردم جهان رابدون درنظرداشت رنگ، پوست ونژادبرای رهایی ورستگاری دعوت مینمایدوتنهادرمواردی مسلمانهارابه صورت خاص مخاطب قرارمیدهدکه آنهارابرای پایبندی بیشتر به اساسات دین فرامیخواند.

منبع:http://www.khawaran.com/MashidMehruddin_TafakoreDini.htm


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 13:55 |

معرفی و ترجمه‌ی دو شعر از شاعر کرد - نالی
دكتر علیرضا زرین - احمد امانی

 

خدر شاویسی میكائیلی (نالی) – ١٨٠٠ تا ١٨۵٦ میلادی- اولین دیوان كردی را خلق كرد، وی بر چهار زبان تركی، عربی، فارسی و كردی مسلط بود و به هر چهار زبان نیز اشعار ظریفی را سروده است. بیشتر عمر پر بار خویش را در سنندج گذراند. نالی تنها دو سال در كنار "حبیبه" همسر دلبندش ماند و بعد از مرگ زودرس همسر، ترك شهر و دیار خویش كرد و هرگز زن دیگری هم اختیار نكرد. نالی در نزد كردها حكم حافظ شیرازی را دارد.

منبع:http://www.vazna.com/article.aspx?id=1187

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 11:55 |

زندگی و مسئولیت مؤمنانه

 

  اثری از: استاد شهید ناصر سبحانی

منبع: صلاح الدین.نت 

بسم الله الرحمن الرحیم

          الحمد لله رب العالمین والصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین.

همانطور که همه می دانیم اساس تصورات و جهان بینی دینی براین است که (خلق و امر) به دست خداوند است وانسان وسایر مخلوقات جهان هستی مامورهستند. ازآن روزکه آسمانها وزمین وآنچه درآنها است آفریده شده، طبق سنن و قوانینی هرکدام درمسیری خاص و جهتی معین، به فرمان خداوند به حرکت درآمده اند. درمجموع کائنات، آن دسته ازمخلوقاتی که بی اراده هستند، به محض خلقت ودریافت فرمان مربوطه از جانب خداوند، به حرکت درآمدند وبه سوی مقصد وهدفی که برایشان معین شده بود، بدون توقف و تردد راه خود را ادامه داده و به سوی آن سرنوشت مشخص پیش می روند.

          ودسته دیگر از مخلوقات(که به نسبت دسته اول اندک می باشند) آنهایی که دارای قوه علم و اراده هستند مانند انسان وجن که می بایست اینها نیز مانند آن قافله عظیم کائنات به سمت هدف مشخص شده خود حرکت می کردند، ستمگرانه وجاهلانه غالباً مسئولیت خود را از یاد برده وبه فراموشی سپردند ودرنتیجه، از راه منحرف شدند وبه این سو وآن سو رفته وعقب گرد کردند و راه مخالف جهت حرکت آن قافله را درپیش گرفتند؛ این درحالی است که آسمان ها و زمین طوری آفریده شده اند که درخدمت این بخش از مخلوقات بوده و برایشان مسخر گشته اند، چرا که مسئولیت بزرگی برعهده ایشان گذاشته شده است وبرای تحقق بخشیدن به این مسئولیت عظیم، خداوند منان تمام این امکانات را در اختیار آنها قرار داده است. پس ملاحظه این امر، روشن می سازد که آن انحراف این نیست که این بخش اندک از مخلوقات تنها خودشان منحرف شده باشند وبس، ....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محه ممه د شاهۆ کوردستانی در شنبه 24 آذر1386 ساعت 10:5 |